به گزارش آوای اقتصاد;
در حال حاضر، آنچه در سینمای ایران به وقوع میپیوندد، تکرار تاریخ است. با وجود شرایط سختی نظیر ممیزی، تسلط بازار سیاه و ورشکستگی بسیاری از فیلمهای اکران شده، برخی از تولیدکنندگان به تلاشهای نوآورانهای پرداختهاند تا سالنهای سینما را زنده نگه دارند. آنها در پی این هستند که سالنها را به فیلمهایی اختصاص دهند که شخصیتهای آنها به زبان فارسی و با لهجههای مختلف اقوام ایرانی صحبت میکنند. من به این کوششها احترام میگذارم و معتقدم که سطح فیلمسازی آنها از فیلمهای دورانهای پیشین بالاتر است.
مادامی که ممیزی همچنان برقرار است و بازار سیاه بر سینما غلبه دارد، بسیاری از فیلمها در تاریکی و انزوا به سر میبرند و از تبلیغات مؤثر بیبهره هستند. بنابراین، تولید فیلمهایی که مخاطب را میخنداند، میگریاند و سرگرم میکند، ضروری به نظر میرسد تا چرخه تولید، توزیع و نمایش محصولات داخلی به هر شکلی ادامه یابد. با این حال، من عمیقاً نسبت به منزویسازی سینمای اجتماعی ایران، که در مسیر دستیابی به موفقیتهای داخلی و خارجی بود، متاسفم و به این موضوع اعتراض دارم. اما نباید فراموش کنیم که در نهایت، حفظ شرایط مناسب برای سالنهای نمایش سینما، اولویتی بیچون و چرا برای سینمای ایران است.