به گزارش آوای اقتصاد;
عباس پهنابی، پدر شهید غلامرضا پهنابی، در خاطرهای به نقل از فرزندش میگوید: غلامرضا بعد از خدمت سربازی که در جبهه گذشت، به زندگی جدیدی با همسر و فرزندش پرداخت. اما پس از دو سال، عزم جبهه کرد. پدر شهید در ادامه توضیح میدهد که هر بار که فرزندش از رفتن به جبهه حرف میزد، او به بهانههای مختلف مانع میشد.
در ماه رمضان ۱۳۶۷، در حالی که تمام خانواده دور سفره افطار نشسته بودند، غلامرضا دوباره از جبهه صحبت کرد. همزمان با این صحبتها، تلویزیون تصویری از رزمندگان جبهه پخش کرد و از یک پیرمرد ۸۵ ساله پرسید که چگونه با وضعیت جسمیاش به جبهه آمده است. پیرمرد با لحنی عارفانه گفت: «ما در قبال اسلام و نظام اسلامی وظیفه داریم.»
این حرفها تأثیر زیادی بر غلامرضا گذاشت. او با اشک در چشمانش به پدر گفت: «پدر! دیدی این پیرمرد با چه انگیزهای به جبهه رفته؟ حالا شما نمیگذارید من به وظیفهام عمل کنم.»
چند روز بعد، غلامرضا مقدمات رفتن به جبهه را فراهم کرد و همان سال در عملیات شلمچه به شهادت رسید.