به گزارش آوای اقتصاد
قزوینیان در ابتدای این مراسم با بیان توصیفی از زیباییهای یزد گفت:
«به نام ایزد یکتا، در کوچهپسکوچههای قدیم کویر قدم میگذارم؛ در پس دیوارهای خشت و گلی، خانهباغهایی نهفته با درختان تنومند، اتاقهایی ساده و آکنده از صفا و صمیمیت. عطر کاهگل و آجرهای خشتی و درختان سبز، یادآور این است که زندگی زیباست و خداوند زیباتر.»
وی با اشاره به قدمت و اصالت یزد افزود:
«این کویر کهنسال با هزاران سال قدمت و بهواسطه تلاش مردمان باوفایش، همچون الماسی درخشان در ایران و جهان میدرخشد. درود به کسانی که این دیار را زیبا و زنده نگه داشتهاند.»
این نویسنده در ادامه ضمن خوشآمدگویی به حضار گفت:
«این هفته گرامی، فروغ صبح دانایی است و حضور نویسندگان و اساتید، این محفل فرهنگی را ارجمندتر میکند.»
قزوینیان با اشاره به اهمیت کتاب و نقل قولی از یک دانشمند جهانی اظهار داشت:
«کتابها اهمیت دارند چون جان دارند؛ باید آنها را زیر میکروسکوپ برد و تار و پودشان را دید. زندگی نیز چنین است؛ از گذشته تا امروز در جریان.»
وی ضمن تشکر از مدیرکل اسناد ملی کتابخانهها، دکتر سعید زارع، آقای احمدی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب حجتالاسلام دانشی و معاون ایشان دکتر دشتی افزود:
«حمایت این بزرگان زمینه این رخداد فرهنگی را فراهم کرد. از حضور استادان نیز که دلگرمی بزرگی برای نویسندگان است سپاسگزارم.»
نویسنده با اشاره به سابقه پانزدهساله خود در حوزه نویسندگی گفت:
«سه کتاب منتشر کردهام: کتاب عرفانی خدا، عشق، هستی و آدمی (۱۳۸۸)، کتاب دوم با موضوع یزد (۱۳۹۸) که حاصل ده سال جمعآوری اطلاعات بود، و اکنون کتاب سوم با عنوان معنای زندگی سنتی با گویش یزدی.»
او روند تولید کتاب سوم را چنین توضیح داد:
«این کتاب با تلاش فراوان، با مطالب جامع، اعرابگذاری، معانی واژگان و اصطلاحات یزدی و فهرستبندی کامل، و با سرمایهگذاری مجدد و همکاری انتشارات اندیشمندان یزد به مدیریت سید محمد موسوی و صفحهآرایی و طراحی جلد سرکار خانم ماندی منتشر شد.»
قزوینیان درباره محتوای کتاب گفت:
«داستان کتاب برگرفته از زندگی بانو رقیه مشتاقیون – مادربزرگ من – از خاندان مشتاقیون و هرندی است. این کتاب با مرور خاطرات ایشان، آداب و رسوم یزد، غذاهای سنتی، صنایع دستی، سبک زندگی گذشته، آبانبارها، قناتها و بازارهای یزد را در قالب گویش یزدی روایت میکند.»
وی با تجلیل از شخصیت و اصالت بانو مشتاقیون افزود:
«اصالت یعنی ساده زیستن اما اصولی زندگی کردن؛ یعنی ایمان، صبوری، محبت و وقار. همه اینها در وجود ایشان مشهود بود.»
او همچنین به نقش پدر بانو مشتاقیون – عطاری باسابقه – و همسر ایشان – معمار بنای خانههای قدیمی – اشاره کرد و گفت:
«همسر بانو با مهارت در ساخت طاقهای ضربی، بناهایی ساخته که هنوز پابرجاست و با اخلاص و ذکر صلوات، هر خشت را مینهاد.»
قزوینیان با بیان اینکه فقدان بانو مشتاقیون پیش از چاپ کتاب، اندوه بزرگی برای خانواده بود، افزود:
«هر کسی جای خود را در این عالم دارد و باید قدر بزرگان را دانست.»
او اهداف نگارش کتاب را چنین برشمرد:
۱. حفظ اصالتها، گویشها، معماری و آدابی که در معرض فراموشیاند.
۲. یادآوری تلاش گذشتگان برای پایدار ماندن این دیار.
۳. ثبت شجاعت و استقامت مادران و زنان اصیل ایرانی.
این نویسنده همچنین از اساتید و فعالان فرهنگی از جمله استاد حسین مسرت، حمیدرضا امیری تهیهکننده برنامه رادیویی، سرکار خانم زارع مجری برنامه، و استاد فلاحتی هنرمند برجسته یزد قدردانی کرد و اظهار داشت:
«حمایت این عزیزان باعث معرفی وسیعتر کتاب شد.»
وی در پایان خطاب به حضار گفت:
«ارزش کتاب به نویسنده است که با جان و دل و سرمایه خود اثری ماندگار خلق میکند. امیدواریم با حمایت از کتاب، این میراث گرانبها برای نسلهای آینده حفظ شود.»
قزوینیان سخن خود را با این جمله به پایان رساند:
«من خود را میان نوشتههایم بهجا میگذارم؛ اگر روزی نبودم، مرا در این حوالی زنده بدارید که از این دیار عاشقانه گفتم و یاد کردم.»