به گزارش آوای اقتصاد
مسجد، در حافظه جمعی ایرانیان، فقط یک ساختمان نیست؛ خانه عبادت، پایگاه همبستگی اجتماعی، محل آموزش، فرهنگسازی و همدلی است. از همین رو، برق مصرفی مسجد را نمیتوان با منطق یک واحد تجاری، اداری یا حتی یک خانه شخصی سنجید. در نظام تعرفهگذاری کشور، اماکن مذهبی از جمله مساجد، حسینیهها و برخی مراکز دینی، در چارچوب مقررات خاص و با نگاه حمایتی، مشمول معافیت یا تخفیف در هزینه برق هستند؛ حمایتی که هدف آن کمک به تداوم فعالیتهای عبادی و فرهنگی است، نه ایجاد امکان مصرف بیحساب.
بررسی سیاستهای موجود نشان میدهد برق مسجد در اصل در زمره مصرف عمومی و خدماتی تعریف میشود؛ یعنی برقی که برای روشنایی شبستان، سیستم صوت، سرمایش و گرمایش نمازگزاران، وضوخانه، کلاسهای آموزشی و نیازهای مستقیم مراسم دینی مصرف میشود. این نوع مصرف، چون در خدمت عموم مراجعان و کارکردهای اجتماعی مسجد است، ماهیتی شخصی ندارد. اما همینجا یک مرز مهم شکل میگیرد: اگر بخشی از فضا برای فعالیت اقتصادی، اجاره به افراد، کسبوکار یا استفاده خارج از مأموریت مسجد اختصاص یابد، دیگر نمیتوان آن مصرف را ذیل عنوان «عمومی» نگه داشت.
به بیان روشنتر، برق مسجد بهخودیخود مصرف شخصی نیست؛ اما هر مصرفی در مسجد نیز لزوماً عمومی و قابل توجیه نیست. چراغهایی که بیدلیل روشن میمانند، کولرهایی که در فضای خالی کار میکنند، نورپردازیهای تزئینی غیرضروری، استفاده از تجهیزات پرمصرف در ساعتهای اوج بار و بهرهبرداریهای خارج از شأن مسجد، همگی از مصادیق مصرفی هستند که با فلسفه حمایت از اماکن مذهبی سازگار نیستند.
در واقع، آنچه امروز از مساجد انتظار میرود، فقط رعایت صرفهجویی نیست؛ بلکه الگوسازی در مصرف انرژی است. مسجد باید نشان دهد که میتوان هم روشن و گرم و مهمانپذیر بود و هم کممصرف، هوشمند و مسئول. این همان نقطهای است که فرهنگ انرژی با دینداری و مسئولیت اجتماعی گره میخورد. وقتی امام جماعت، هیئتامنای مسجد و خادمان آن در خاموشکردن چراغهای اضافی، تنظیم درست کولرها، استفاده از نور طبیعی و نگهداری صحیح از تجهیزات برقی پیشقدم شوند، مسجد از یک مصرفکننده صرف، به یک الگوی آموزشی برای محله تبدیل میشود.
از منظر فنی نیز راهکارها روشناند:
تنظیم دمای مناسب در سیستمهای سرمایشی، استفاده از تجهیزات اینورتر، خاموشی فضاهای بلااستفاده، محدودسازی نورپردازیهای نمایشی، زمانبندی هوشمند روشنایی و سرمایش بر اساس ساعت نماز و حضور جمعیت، و حتی بهرهگیری از پنلهای خورشیدی میتواند هزینهها را بهطور محسوس کاهش دهد. در بسیاری از مساجد بزرگ، بخش قابل توجهی از مصرف برق مربوط به سرمایش در روزهای گرم سال است؛ جایی که یک تصمیم کوچک در مدیریت مصرف، اثر بزرگ در پایداری شبکه و کاهش هزینهها به جا میگذارد.
نکته مهم دیگر آن است که معافیتهای قانونی، مجوز اسراف نیستند. حمایت از مسجد باید در خدمت رسالت فرهنگی و دینی آن باشد، نه پوششی برای مصرف نامتعارف. اگر جایی قبض برق به مسجد میرسد، این الزاماً به معنای لغو حمایت نیست؛ چهبسا ناشی از مصرف فراتر از الگو، تغییر کاربری بخشی از فضا یا ثبتنشدن صحیح اشتراک در سامانه توزیع برق باشد. بنابراین شفافیت، هم به نفع متولیان مسجد است و هم به نفع نظام توزیع انرژی کشور.
در یک جمعبندی روشن میتوان گفت:
برق مسجد، مصرف عمومی است؛ نه شخصی.
اما این مصرف عمومی تنها تا جایی قابل دفاع است که در خدمت عبادت، آموزش، فرهنگ و نیازهای واقعی مردم باشد. از آن لحظهای که مصارف زائد، تجملی یا اقتصادی جای آن را بگیرد، مسجد از الگوی مصرف خارج میشود و به نقطهای میرسد که نیازمند اصلاح جدی است.
جمعبندی تحلیلی
پرسش «برق مساجد؛ مصرف عمومی یا مصرف شخصی؟» فقط یک پرسش اداری نیست، بلکه آزمونی برای سنجش میزان صداقت ما در فرهنگ مصرف است. مسجد میتواند و باید نماد مصرف مسئولانه باشد؛ جایی که نور، گرما، سرما و امکانات برقی نه برای نمایش، بلکه برای خدمت به مردم به کار میروند. در چنین نگاهی، صرفهجویی نه یک رفتار اقتصادی صرف، بلکه یک ارزش اخلاقی، اجتماعی و دینی است.