به گزارش آوای اقتصاد
خاموشی برق در یزد فقط یک محدودیت فنی یا جابهجایی چندساعته مصرف نیست؛ در استانی کویری با گرمای سنگین، صنایع پیوسته، چاههای کشاورزی و خانوادههایی که بیماران وابسته به تجهیزات پزشکی در منزل دارند، هر قطع برق باید با زمانبندی شفاف، ملاحظات انسانی و سازوکار عادلانه مدیریت شود. نشست خبری مدیرعامل شرکت توزیع برق یزد، اگرچه آمارهای مهمی از توسعه شبکه و انرژی خورشیدی ارائه کرد، اما مطالبه اصلی مردم همچنان روشن است: سهم یزد از خاموشیها بر چه مبنا و با چه سازوکاری تعیین میشود و چه برنامهای برای حفاظت از جان، تولید و زندگی روزمره شهروندان وجود دارد؟
فصل نخست: خاموشی در یزد، مسئلهای فراتر از یک قطع برق
خاموشی در استان یزد را نمیتوان با همان معیارهایی سنجید که برای استانهای دارای اقلیم معتدل یا مرطوب به کار میرود. گرمای شدید، خشکی هوا، تابش مستقیم آفتاب و تداوم دمای بالا در بخش بزرگی از سال، برق را از یک خدمت معمولی به زیرساختی حیاتی برای حفظ آسایش، سلامت و حتی جان شهروندان تبدیل میکند. در چنین شرایطی، قطع برق در ساعات ظهر، تنها خاموششدن وسایل سرمایشی نیست؛ بلکه از کار افتادن سازوکار حداقلی حفاظت خانواده در برابر گرماست.
مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق یزد در نشست خبری خود، ناترازی سراسری را علت اصلی اعمال محدودیتها دانست و اعلام کرد کمبود برق کشور در اوج مصرف روز به حدود ۱۳ هزار و ۸۰۰ مگاوات و در اوج مصرف شب به حدود ۹ هزار و ۳۰۰ مگاوات میرسد. این توضیح از منظر فنی قابل توجه است؛ زیرا شرکت توزیع استانی در بسیاری موارد مجری دستورهای مدیریت بار شبکه سراسری است، نه تعیینکننده اصلی میزان تولید برق کشور.
اما بیان ناترازی، پایان مسئولیت اطلاعرسانی نیست؛ آغاز آن است. مردم حق دارند بدانند سهم هر منطقه از محدودیتها چگونه محاسبه میشود، خاموشیها چه زمانبندی مشخصی دارند، چرا در برخی ساعات و مناطق شدت بیشتری پیدا میکنند و چه شاخصی برای رعایت عدالت در توزیع محدودیتها وجود دارد. شفافیت، جایگزین برق نیست، اما میتواند اضطراب، بلاتکلیفی و خسارت ناشی از بیاطلاعی را کاهش دهد.
فصل دوم: ادعای تبعیض در خاموشیها و ضرورت انتشار دادههای روشن
در میان مردم یزد، این پرسش بهطور جدی مطرح است که آیا میزان و زمان خاموشیها در استان با دیگر مناطق کشور عادلانه و متناسب است یا خیر. این پرسش، تا زمانی که دادههای تفکیکی و عمومی از میزان محدودیتها، بار مصرفی، سهمیههای ابلاغی و ساعتهای خاموشی منتشر نشود، پاسخی مستند و قابل راستیآزمایی نخواهد داشت. ادعای تبعیض را نه باید بیپاسخ گذاشت و نه بدون سند بهعنوان واقعیت قطعی پذیرفت.
مطالبه حرفهای و قابل دفاع این است که شرکتهای مسئول، گزارشهای دورهای و قابل فهمی از وضعیت مدیریت بار منتشر کنند؛ از جمله میزان مصرف هر بخش، حجم برق محدودشده، ساعتهای اعمال خاموشی، تعداد و مدت خاموشیهای ناخواسته، سهم صنایع، ادارات، کشاورزی و مشترکان خانگی و نیز مبنای انتخاب مناطق. چنین گزارشی میتواند به شایعهها پایان دهد یا اگر نابرابری وجود دارد، مسیر اصلاح آن را آشکار کند.
یزد بهدلیل گستردگی صنایع، نیاز سرمایشی بالا، پراکندگی سکونتگاهها و شرایط اقلیمی ویژه، نیازمند مدل مدیریت بار متناسب با ویژگیهای خود است. عدالت به معنی یکساندیدن همه استانها نیست؛ بلکه به معنی توجه به تفاوتهای واقعی در اقلیم، نیازهای پزشکی، ساختار اقتصادی و آسیبپذیری اجتماعی است. خاموشی ظهرگاهی در منطقهای با گرمای شدید، از نظر آثار انسانی و اقتصادی با خاموشی در ساعات خنک یک منطقه دیگر یکسان نیست.
فصل سوم: سلامت عمومی؛ بیماران خانگی و کودکان در اولویت خاموشیزدایی
یکی از مهمترین ابعاد کمتر دیدهشده خاموشی، وضعیت بیماران وابسته به برق در منازل است. بیماران دارای دستگاه اکسیژنساز، دستگاه کمکتنفسی، دستگاه مکش ترشحات، پمپ تزریق دارو، تجهیزات پایش علائم حیاتی و وسایل نگهداری داروهای حساس به دما، با قطع برق در معرض خطر مستقیم قرار میگیرند. بیمارستانها معمولاً مولد اضطراری دارند، اما بسیاری از بیماران بستری در منزل چنین امکانی ندارند.
قطع برق در گرمای یزد برای کودکان، شیرخوارگان، سالمندان، بیماران قلبی، تنفسی و کلیوی نیز خطری مضاعف ایجاد میکند. خاموششدن وسایل سرمایشی در ساعات گرم روز میتواند دمای محیط را به سرعت افزایش دهد و خطر گرمازدگی، کمآبی، تشدید بیماریهای قلبی و تنفسی و اختلال در نگهداری داروها را بالا ببرد. این واقعیت، خاموشی را از موضوعی صرفاً خدماتی به مسئلهای مربوط به ایمنی و سلامت عمومی تبدیل میکند.
پیشنهاد ضروری، ایجاد سامانه ثبت محرمانه مشترکان دارای بیمار وابسته به تجهیزات برقی است؛ سامانهای که با همکاری مراکز درمانی، اورژانس، بیمهها و شرکت توزیع برق تکمیل شود. این خانوارها باید در اولویت پرهیز از خاموشی قرار گیرند یا دستکم پیش از اعمال محدودیت، هشدار دقیق دریافت کنند. تأمین برق پشتیبان، باتری ذخیره، مولد کوچک ایمن یا سامانه خورشیدی دارای ذخیرهساز برای این گروهها، یک ضرورت انسانی است نه امتیاز رفاهی.
فصل چهارم: صنعت، کشاورزی و اشتغال؛ هزینه پنهان خاموشی
یزد استانی صنعتی است و خاموشی برق در واحدهای تولیدی تنها به توقف چندساعته دستگاهها ختم نمیشود. در صنایع دارای فرایند پیوسته، مانند فولاد، کاشی، سرامیک، شیشه و واحدهای وابسته، قطع ناگهانی برق میتواند به مواد در حال فرآوری، کورهها، تجهیزات حساس، قطعات الکترونیکی و برنامه تولید خسارت وارد کند. پیامد بعدی نیز تأخیر در تحویل سفارش، کاهش توان صادراتی، افزایش هزینه تولید و فشار بر نیروی کار است.
مسئولان شرکت توزیع برق یزد اعلام کردهاند مدیریت بار صنایع بر اساس تقسیمبندی واحدهای زیر دو مگاوات و بالای دو مگاوات انجام میشود و در اوج مصرف، محدودیتها معمولاً روزانه دو تا سه ساعت است. این رویکرد، در صورتی که با جدول دقیق و قابل پیشبینی همراه باشد، میتواند بخشی از آسیب را کاهش دهد؛ زیرا صنعتگر امکان تنظیم شیفت، جابهجایی تولید و حفاظت از تجهیزات را خواهد داشت.
بخش کشاورزی نیز از خاموشی آسیب میبیند؛ بهویژه چاههای آب، گلخانهها، باغها، دامداریها و سامانههای پمپاژ. در استان کمآبی مانند یزد، قطع برق چاه در زمان حساس آبیاری ممکن است خسارت آنی و جبرانناپذیر به محصول وارد کند. لازم است برای چاههای کشاورزی، برنامههای زمانبندی روشن، امکان جابهجایی ساعت آبیاری و توسعه سامانههای خورشیدی متناسب با نیاز کشاورزان فراهم شود.
فصل پنجم: از مدیریت بحران تا ساختن راهحل پایدار
نشست خبری شرکت توزیع برق یزد، در کنار تبیین ناترازی، از اقدامات قابل توجهی نیز خبر داد: افتتاح ۲۱۲ پروژه با اعتباری بیش از یک همت، عبور ظرفیت نیروگاههای خورشیدی استان از ۶۰۰ مگاوات، سرمایهگذاری بیش از ۹ همت در انرژی خورشیدی، هوشمندسازی حدود ۱۰۰ هزار کنتور و تبدیل حدود ۹۰ درصد شبکه فشار ضعیف به کابل خودنگهدار. این ارقام نشان میدهد مسیر اصلاح زیرساخت آغاز شده است.
بااینحال، فاصله میان «ظرفیت نصبشده» و «برق پایدار در زمان نیاز» موضوعی اساسی است. نیروگاه خورشیدی در شب تولید ندارد و در روز نیز تولید آن وابسته به تابش، دما، گردوغبار و وضعیت شبکه است. برای تبدیل ظرفیت خورشیدی به ابزار واقعی عبور از بحران، باید ذخیرهسازهای برق، شبکه هوشمند، مدیریت مصرف و توسعه تولید پراکنده بهصورت همزمان توسعه یابند.
سیاست موفق، سیاستی است که بار اصلی بحران را بر دوش خانوارها نگذارد. استفاده از مولدهای اضطراری ادارات، الزام دستگاههای دولتی به تأمین بخشی از برق از انرژی خورشیدی، تعویض کولرهای فرسوده، کنترل مصرفهای غیرضروری، برخورد با استخراج غیرمجاز رمزارز و افزایش بهرهوری تجهیزات، باید پیش از خاموشکردن برق خانهها در اولویت قرار گیرد. خاموشی باید آخرین گزینه باشد، نه نخستین ابزار مدیریت مصرف.
واکاوی فنی و عمیق :
نخست: ناترازی و حق مردم برای دانستن
ناترازی یعنی فاصله میان برق مورد نیاز و برق در دسترس. زمانی که مصرف از تولید بیشتر میشود، شبکه برای جلوگیری از اختلال گسترده به مدیریت بار روی میآورد. این واقعیت فنی را نمیتوان نادیده گرفت، اما نباید به پوششی برای کمرنگشدن حق مردم در دریافت اطلاعات تبدیل شود.
اعلام عدد ناترازی، بدون توضیح درباره سهم استان، جدول اعمال محدودیت و مسیر اصلاح، برای شهروندی که در گرمای ظهر با خاموشی روبهرو میشود کافی نیست. مردم از مدیران انتظار دارند تفاوت میان خاموشی ناشی از کمبود تولید، خاموشی ناشی از حادثه شبکه و خاموشی ناشی از تعمیرات را بهصورت روشن بیان کنند.
ضرورت دارد گزارش هفتگی یا ماهانهای منتشر شود که در آن مدت خاموشی، علت، منطقه، تعداد مشترکان درگیر و اقدامات جبرانی مشخص باشد. این اقدام، هم به اعتماد عمومی کمک میکند و هم ارزیابی عملکرد شرکت را ممکن میسازد.
دوم: عدالت اقلیمی در زمانبندی خاموشی
گرمای یزد با بسیاری از استانهای معتدل قابل مقایسه نیست. در شرایطی که دمای بیرون در ساعات ظهر بالا میرود، خاموشی میتواند خانه را به محیطی ناایمن برای کودکان، سالمندان و بیماران تبدیل کند. بنابراین یکسانبودن ظاهری ساعت خاموشی در استانهای مختلف، الزاماً عادلانه نیست.
مدیریت بار باید اقلیممحور باشد. به این معنا که ساعتهای پرخطر از لحاظ گرما، بهویژه ظهرهای تابستان، برای خانوارهای عادی و گروههای آسیبپذیر تا حد امکان از برنامه قطع برق خارج شود. اگر اعمال محدودیت اجتنابناپذیر است، باید از طریق جابهجایی بار بخشهای دارای توان پشتیبان، فشار را کاهش داد.
این مطالبه، امتیازخواهی منطقهای نیست؛ مطالبه رعایت تفاوتهای زیستی و انسانی است. معیار عدالت در برق، توجه برابر به نیازهای متفاوت است؛ نه اجرای یک نسخه یکسان برای همه شهرها و استانها.
سوم: بیماران وابسته به برق و مسئولیت فوری
تجهیزات پزشکی خانگی برای برخی بیماران، ابزار آسایش نیست؛ ابزار بقاست. دستگاه اکسیژنساز، کمکتنفسی، مکش ترشحات و پمپ تزریق دارو، در نبود برق ممکن است از کار بیفتند و زمان واکنش خانواده را به مسئلهای حیاتی تبدیل کنند.
اعلام پوشش بیمهای خسارت لوازم برقی اقدامی مثبت است، اما بیمه نمیتواند جای برق پایدار را برای بیمار وابسته به دستگاه بگیرد. جبران مالی پس از حادثه، پاسخی برای خطر فوری ناشی از قطع دستگاه تنفسی یا افزایش دمای محیط نیست.
باید بانک اطلاعاتی ایمن و محرمانهای از بیماران وابسته به برق شکل گیرد و سازوکارهای پشتیبان برای آنان فراهم شود. آموزش خانوادهها، اعلام شمارههای فوریت، ارسال پیام هشدار پیش از خاموشی، تأمین باتری و مولد مناسب و هماهنگی با اورژانس، باید در برنامه مدیریت بار گنجانده شود.
چهارم: تابآوری شبکه و ضرورت نگهداری پیشگیرانه
شوری و خورندگی خاک در یزد، خطری پنهان اما پیوسته برای پایهها و تجهیزات برق است. فرسودگی تدریجی پایهها ممکن است در طوفان یا فشار ناگهانی خود را نشان دهد و به حادثه، خسارت و خاموشی گسترده منجر شود. بنابراین سرمایهگذاری در پیشگیری، کمهزینهتر از جبران حادثه است.
تبدیل ۹۰ درصد شبکه فشار ضعیف به کابل خودنگهدار، نشانه حرکت به سمت شبکهای ایمنتر است. این نوع کابل، احتمال اتصالی، برخورد سیمها، برقگرفتگی و آسیب ناشی از باد را کاهش میدهد؛ اما نباید جایگزین اصلاح اصولی پایهها، اتصالات، مقرهها و تجهیزات حفاظتی تلقی شود.
اجرای تعمیرات به روش خط گرم نیز اقدامی مهم است، زیرا از خاموشی ناشی از تعمیرات میکاهد. بااینحال، لازم است شرکت شاخصهای فنی این اقدامات، از جمله کاهش خاموشی ناخواسته و متوسط زمان رفع حادثه را بهطور عمومی منتشر کند.
پنجم: خورشید، ذخیرهساز و برق قابل اتکا
ظرفیت بیش از ۶۰۰ مگاواتی نیروگاههای خورشیدی یزد، مزیت راهبردی استان است. یزد میتواند از تابش فراوان خورشید برای کاهش وابستگی به برق تولیدشده در نقاط دوردست کشور استفاده کند و بخشی از مصرف روزانه خود را در نزدیکی محل مصرف تأمین کند.
اما برق خورشیدی بهتنهایی پاسخ کامل به ناترازی نیست. تولید آن در شب صفر است و در روزهای غبارآلود یا زمان اوج دما ممکن است کاهش یابد. به همین دلیل، توسعه پنل خورشیدی باید همراه با باتری ذخیرهساز، بهبود شبکه و سامانههای مدیریت هوشمند مصرف باشد.
سامانههای خورشیدی خانگی دارای مبدل ترکیبی، بهویژه برای خانوادههای دارای بیمار یا افراد آسیبپذیر، میتواند یک راهحل عملی باشد. پرداخت تسهیلات کمبهره برای این خانوارها باید هدفمندتر و سریعتر شود تا خورشید از یک فرصت سرمایهگذاری به ابزار حفاظت اجتماعی تبدیل شود.
ششم: مدیریت مصرف به جای فشار یکسان بر همه
هوشمندسازی ۱۰۰ هزار کنتور ظرفیت مهمی برای مدیریت عادلانهتر مصرف ایجاد کرده است. این کنتورها میتوانند مشترکان پرمصرف را شناسایی کنند و بهجای خاموشی فراگیر، محدودیت هدفمند اعمال شود. چنین مدلی، هم فشار بر مشترکان خوشمصرف را کمتر میکند و هم انگیزه اصلاح الگو را بالا میبرد.
در عین حال، اعمال قطع خودکار برای مشترکان پرمصرف باید همراه با اطلاعرسانی قبلی، امکان مشاهده مصرف و فرصت اصلاح باشد. مشترک باید بداند چه میزان مصرف داشته، سقف مجاز چیست و با چه تغییراتی میتواند از محدودیت عبور کند.
در ادارات نیز الزام کاهش ۷۰ درصدی مصرف پس از پایان ساعت اداری، باید بهصورت شفاف گزارش شود. دستگاههای دولتی باید پیش از مطالبه صرفهجویی از مردم، خود الگوی مدیریت مصرف و استفاده از انرژی خورشیدی باشند.
هفتم: استخراج غیرمجاز رمزارز و حفاظت از حق مشترک قانونی
برآورد فعالیت حدود هفت هزار دستگاه استخراج غیرمجاز در استان، نشان میدهد بخشی از فشار شبکه ناشی از مصرفهایی است که نه در خدمت تولید رسمیاند و نه هزینه واقعی برق را پرداخت میکنند. هر دستگاه از این تجهیزات، بنا بر اعلام شرکت توزیع، مصرفی معادل ۱۲ واحد مسکونی دارد.
کشف ۷۷۳ دستگاه در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۸ دستگاه در سال جاری، نشاندهنده اهمیت گزارشهای مردمی است؛ اما کشف موردی بهتنهایی کافی نیست. استفاده از دادههای کنتورهای هوشمند، شناسایی الگوهای مصرف ثابت و غیرعادی و بررسی دقیق مناطق مشکوک باید تقویت شود.
پاداشدهی محرمانه به گزارشگران اقدامی بازدارنده است، ولی مردم باید نتیجه گزارشهای خود و میزان اثر مقابله با این پدیده بر کاهش فشار شبکه را نیز ببینند. برخورد با استخراج غیرمجاز باید به کاهش واقعی خاموشی و افزایش ظرفیت برق در محلهها منجر شود.
هشتم: صنعت، اشتغال و ضرورت جبرانپذیر کردن محدودیتها
خاموشی صنایع، بهخصوص در فرایندهای پیوسته، فقط کمشدن چند ساعت تولید نیست. توقف ناگهانی میتواند مواد اولیه و ماشینآلات را آسیب بزند، هزینه راهاندازی دوباره را بالا ببرد و تعهدهای تولیدکننده در برابر مشتریان داخلی و خارجی را با مشکل روبهرو کند.
مدیریت بار روزانه دو تا سه ساعت، اگر با برنامه قطعی، اطلاعرسانی قابل اتکا و امکان جابهجایی زمان تولید انجام شود، قابل مدیریتتر است. اما محدودیتهای ناگهانی، اعتماد تولیدکننده را از بین میبرد و ممکن است در بلندمدت بر سرمایهگذاری و اشتغال اثر بگذارد.
پیشنهاد میشود برای صنایع دارای مولد، انرژی خورشیدی یا امکان جابهجایی بار، مشوقهای مشخص تعریف شود. همچنین لازم است سازوکاری برای ثبت و بررسی خسارت ناشی از خاموشیهای خارج از برنامه، نوسان برق و آسیب به تجهیزات ایجاد شود تا صنعتگر در بحران تنها نماند.
پیشنهادهای عملی برای عبور از بحران
۱. انتشار عمومی جدول خاموشی و گزارش تفکیکی محدودیتها بر اساس منطقه، ساعت، علت و مدت خاموشی.
۲. حذف یا کاهش حداکثری خاموشی ظهرگاهی در یزد با توجه به شرایط گرمایی، بهویژه برای خانوارهای دارای کودک، سالمند و بیمار.
۳. ایجاد فهرست محرمانه بیماران وابسته به تجهیزات برقی با همکاری مراکز درمانی، اورژانس و شرکت توزیع برق.
۴. تأمین برق پشتیبان برای بیماران خانگی از طریق باتری ذخیره، سامانه خورشیدی دارای ذخیرهساز یا مولد ایمن.
۵. اولویتبخشی به مولدهای اضطراری ادارات و مراکز عمومی پیش از اعمال خاموشی در بخش خانگی.
۶. تکمیل هوشمندسازی کنتورها با تمرکز بر مشترکان پرمصرف، ادارات، صنایع و چاههای کشاورزی.
۷. توسعه سامانههای خورشیدی خانگی و صنعتی دارای ذخیرهساز با تسهیلات کمبهره و روند اداری کوتاهتر.
۸. گسترش طرح تعویض کولرهای فرسوده و شفافسازی کامل حقوق مشترک، کیفیت تجهیزات و ضمانت اجرا.
۹. تقویت مقابله دادهمحور با استخراج غیرمجاز رمزارز و انتشار گزارش منظم از نتایج کشفیات و اثر آن بر شبکه.
۱۰. ایجاد سازوکار ثبت و رسیدگی سریع به خسارت خاموشی و نوسان برق برای خانوارها، کسبوکارها و صنایع.
مستندات و منابع
فایلهای صوتی نشست خبری محمدجواد جلیلی، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق استان یزد، به مناسبت هفته دولت؛ شامل آمار پروژهها، شبکه، ناترازی، انرژی خورشیدی، هوشمندسازی، مطالبات، استخراج غیرمجاز رمزارز و مدیریت بار.
گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران درباره پیامدهای قطع برق برای بیماران و بیمارستانها، با تأکید بر خطر برای بیماران استفادهکننده از دستگاه اکسیژنساز و کمکتنفسی.
گزارشهای منتشرشده درباره خسارت خاموشی به صنایع و تولیدکنندگان، با تمرکز بر آسیب توقف ناگهانی فرایندهای پیوسته صنعتی.
گزارشهای محلی منتشرشده درباره آسیب قطعی برق به کشاورزی، چاههای آب، گلخانهها و زیرساختهای تولیدی در یزد.
اعلام شرکت توزیع برق یزد درباره پوشش بیمهای خسارت ناشی از نوسان برق و امکان ثبت درخواست در سامانه بیمه شرکت توانیر.
جمعبندی
خاموشی در یزد، با توجه به گرمای شدید، گستردگی صنعت، شرایط کمآبی و حضور بیماران وابسته به برق در منازل، نباید صرفاً با نگاه عددی و یکسانانگارانه مدیریت شود. ناترازی شبکه سراسری واقعیتی فنی است، اما این واقعیت، مسئولیت نهادهای متولی در اطلاعرسانی، رعایت اولویتهای انسانی و طراحی برنامه متناسب با اقلیم یزد را کاهش نمیدهد.
نشست خبری شرکت توزیع برق یزد، از پیشرفتهای مهمی مانند توسعه نیروگاههای خورشیدی، اجرای پروژههای زیرساختی، کابل خودنگهدار، کنتورهای هوشمند و مقابله با مصرف غیرمجاز خبر میدهد. بااینحال، معیار اصلی قضاوت مردم، نه فقط اعلام آمار پروژهها، بلکه تجربه واقعی آنان از برق پایدار، اطلاعرسانی دقیق، کاهش خسارت و رعایت عدالت در خاموشیهاست.
مطالبه عمومی باید روشن باشد: انتشار دادههای شفاف، حفاظت از بیماران و گروههای آسیبپذیر، پرهیز از خاموشی ظهرگاهی تا حد امکان، تقدم مدیریت مصرف ادارات و بدمصرفها بر خانههای مردم، توسعه ذخیرهساز و انرژی خورشیدی و ایجاد سازوکار پاسخگویی برای خسارتها. عبور از بحران برق، تنها با خاموشکردن مصرف ممکن نیست؛ راهحل پایدار، در ترکیب شفافیت، عدالت، بهرهوری، تولید پاک و مسئولیتپذیری قرار دارد.