به گزارش آوای اقتصاد;
در اوایل شب، پس از یک نبرد ۴۸ ساعته، گروهی از رزمندگان برای استراحت به مقر خود بازگشتند. اما ساعت ۱۲ شب، صدای بیسیم به گوش رسید و جهانآرا از آن سوی خط تماس گرفت: «بچهها بیایید که شهر دارد سقوط میکند.» این درخواست اضطراری باعث شد تا شانزده رزمنده به سمت خیابان آرش حرکت کنند.
این گروه در برابر هجوم سنگین دشمن ایستادگی کردند و پس از ساعتها درگیری شدید، تعدادی از نیروهای عراقی را به هلاکت رساندند. با این حال، خستگی و فقدان مهمات آنها را در وضعیت دشواری قرار داد. با درخواست مهمات از مقر سپاه، یحیی غضبانزاده با تلاشهایش موفق به تأمین برخی از مهمات برای مدافعان شد.
در حین این درگیری، صدای تیراندازی دشمن به گوش رسید و مدافعان به سرعت به ساختمان فرمانداری بازگشتند. در اینجا، آنها با دشمنانی که از دو طرف به آنها نزدیک میشدند، مواجه شدند. با وجود تلفات سنگین دشمن، فشار بر مدافعان افزایش یافت و دقایقی بعد، تانکهای عراقی به سمت آنها شلیک کردند.
مدافعان با تلاش برای خروج از محاصره، برخی از آنها مجروح شدند و برخی دیگر موفق به فرار شدند. در این حین، دشمن به تهاجم خود ادامه داد و مدافعان به رغم محاصره کامل، تلاش کردند تا آسیبهایی به نیروهای مهاجم وارد کنند.
بهرغم تمام مشکلات، رزمندگان در اوایل شب موفق شدند که کنترل فرمانداری را دوباره به دست آورند و بخشی از قوای دشمن را نابود کنند. اما دشمن به زودی دوباره فرمانداری را به اشغال درآورد و برای تکمیل اشغال شهر، به سمت مسجد جامع نزدیکتر شد.
این نبردها نشاندهنده اراده رزمندگان ایرانی برای دفاع از سرزمینشان و ایستادگی در برابر متجاوزان بود.