به گزارش آوای اقتصاد، به نقل از خبرگزاری تسنیم، در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم سالانه حدود ۶۲ درصد تا پایان خرداد ۱۴۰۵ مواجه است، بحث درباره سطح بهینه نرخ سود بانکی بار دیگر به یکی از موضوعات اصلی سیاستگذاری پولی و مالی تبدیل شده است. کارشناسان معتقدند تعیین نرخ سود در این شرایط، نه تنها بر روند تورم اثرگذار است، بلکه میتواند مسیر بازار سرمایه و جریان سرمایهگذاری را نیز بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار دهد.
نرخ سود بانکی در اقتصادهای تورمی معمولاً بهعنوان یکی از ابزارهای کنترل نقدینگی و مدیریت انتظارات تورمی شناخته میشود. با این حال، در اقتصادهایی مانند ایران که سطح تورم به شکل قابل توجهی بالاست، تعیین نرخ سود مناسب به یک چالش پیچیده تبدیل میشود؛ بهگونهای که هم نرخهای بالا و هم نرخهای پایین میتوانند پیامدهای منفی به همراه داشته باشند.
نرخ سود بالا؛ کنترل تورم یا تشدید رکود؟
افزایش نرخ سود بانکی در نگاه نخست میتواند به کاهش تقاضای سفتهبازانه و کنترل نقدینگی در اقتصاد کمک کند. در چنین شرایطی، سپردهگذاری در بانکها برای خانوارها و بنگاهها جذابتر شده و بخشی از پولهای سرگردان از بازارهای دارایی خارج میشود.
با این حال، نرخ سود بالا در اقتصادی با تورم ۶۲ درصدی میتواند هزینه تأمین مالی تولید را به شدت افزایش دهد. این موضوع بهویژه برای بنگاههای تولیدی و صنعتی که نیازمند سرمایه در گردش هستند، به افزایش هزینه تمامشده و کاهش انگیزه سرمایهگذاری منجر میشود.
از سوی دیگر، نرخ سود بالا معمولاً فشار مضاعفی بر بازار سرمایه وارد میکند. در چنین شرایطی، بازده بدون ریسک بانکی نسبت به بازده مورد انتظار در بازار سهام جذابتر شده و میتواند موجب خروج نقدینگی از بورس و افزایش رکود معاملاتی شود.
نرخ سود پایین؛ تحریک تولید یا تشدید تورم؟
در نقطه مقابل به نظر میرسد جمع بندی بخشی از سیاست گذاران اقتصادی کشور در مقطع فعلی این است که پایین نگه داشتن نرخ سود بانکی نیز میتواند پیامدهای قابل توجهی برای اقتصاد داشته باشد. در شرایط تورمی فعلی، نرخ سود پایین باعث کاهش جذابیت سپردهگذاری شده و زمینه خروج نقدینگی از شبکه بانکی را فراهم میکند.
این نقدینگی در صورت عدم هدایت صحیح، میتواند به بازارهای دارایی مانند ارز، طلا و مسکن وارد شده و فشار تورمی را تشدید کند. به همین دلیل، نرخ سود پایین در اقتصادهای تورمی معمولاً بهعنوان عاملی برای افزایش انتظارات تورمی شناخته میشود.
نسبت نرخ سود با تورم؛ شکاف ۶۲ درصدی
در حال حاضر، فاصله میان نرخ تورم و نرخ سود بانکی یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در سیاست پولی کشور است. زمانی که تورم در سطحی بالاتر از نرخ سود قرار دارد، ارزش واقعی سپردهها کاهش یافته و انگیزه خروج منابع از بانکها افزایش مییابد.
در مقابل، افزایش بیش از حد نرخ سود برای جبران این شکاف نیز میتواند به رکود در بخش تولید و کاهش سرمایهگذاری منجر شود. این وضعیت نشان میدهد سیاستگذار پولی با یک «تله دوگانه» مواجه است که در آن هر دو سمت تصمیمگیری میتواند پیامدهای منفی داشته باشد.
اثر نرخ سود بر بازار سرمایه چیست؟
بازار سرمایه که هم اکنون در محدوده۵ میلیون واحدی قرار دارد در چنین شرایطی بهشدت تحت تأثیر سیاستهای نرخ سود قرار دارد. افزایش نرخ سود بانکی معمولاً باعث کاهش جذابیت نسبی بازار سهام شده و جریان نقدینگی را به سمت ابزارهای کمریسکتر سوق میدهد. این موضوع میتواند به کاهش حجم معاملات و ورود بازار به فاز رکودی منجر شود.
در مقابل، کاهش نرخ سود در صورتی که با مهار تورم همراه نباشد، میتواند انتظارات تورمی را افزایش داده و ریسکهای سیستماتیک بازار سرمایه را بالا ببرد. بنابراین، سیاستگذار در حوزه بازار سرمایه نیازمند طراحی همزمان ابزارهایی برای حفظ تعادل بین بازده، ریسک و جریان نقدینگی است.
ضرورت سیاستگذاری هماهنگ
بررسی وضعیت فعلی اقتصاد ایران نشان میدهد تعیین نرخ سود بهینه در شرایط تورم ۶۲ درصدی، نیازمند هماهنگی دقیق میان سیاستهای پولی، مالی و بازار سرمایه است. از یکسو نرخ سود بالا میتواند به کنترل نسبی تورم کمک کند اما خطر رکود را افزایش میدهد و از سوی دیگر نرخ سود پایین میتواند رشد اقتصادی را تحریک کند اما فشارهای تورمی را تشدید نماید.
در چنین شرایطی، کارشناسان بر این باورند که بدون یک چارچوب سیاستی منسجم و هماهنگ، تغییر در نرخ سود بانکی به تنهایی قادر به حل چالشهای تورمی و رکودی اقتصاد نخواهد بود و لازم است اثرات آن بر بازار سرمایه و جریان سرمایهگذاری نیز بهصورت همزمان مورد توجه قرار گیرد.