به گزارش آوای اقتصاد، به نقل از خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, بازار مسکن تهران با جهشی در قیمتها و هزینههای ساخت، دسترسی به خانه را برای بخش بزرگی از جامعه، بهویژه اقشار شاغل و کارگران، با چالشهای جدی روبرو کرده است. در حالی که قیمتها به ارقامی بیسابقه رسیده، فاصله میان درآمد ماهانه و هزینههای مسکن، خرید خانه را به هدفی دوردست و تبدیل به یک «آرزو» کرده است.
۱. معادلات سخت مسکن در پایتخت
تصور خرید یک آپارتمان کوچک ۶۶متری با قدمتی ۲۰ساله در تهران، اکنون مستلزم پرداخت مبلغی در حدود ۱۶.۵ میلیارد تومان است. (مطابق برخی آگهی ها برای فروش) وقتی این رقم را در کنار متوسط درآمد ماهانه جامعه قرار دهیم، متوجه میشویم که شکاف میان توان خرید و قیمتها به شکلی عمیق تغییر کرده است. این وضعیت نهتنها توان مالی طبقات متوسط را تحت تأثیر قرار داده، بلکه معادلات خانهدار شدن را برای نسل جدید تغییر داده است.
۲. فشار دوگانه: تورم مصالح و اجارهبها
بحران تنها به قیمت خرید خانه محدود نیست؛ جهش ۱۰۰تا ۳۰۰درصدی قیمت مصالح ساختمانی، هزینه تولید مسکن را به مرز ۶۰میلیون تومان در هر متر رسانده است. این افزایش هزینهها به صورت زنجیروار بر قیمت خانههای آماده و همچنین اجارهبها اثر میگذارد.
در این میان، فشار بر کارگران و کارکنان به گونهای است که در بسیاری از موارد، حدود ۷۰درصد از دستمزد ماهانه آنها صرف پرداخت اجارهبها میشود. این فشار مالی باعث شده است که پسانداز برای پیشپرداخت یا خرید مسکن، عملاً غیرممکن شود و خانهدار شدن برای این اقشار، از یک هدف اقتصادی به یک «رویا و آرزو» تبدیل گردد.
۳. نیاز به رویکردهای نوین در تامین مسکن
با خروج بازار مسکن از تعادلهای سنتی، کارشناسان معتقدند دیگر نمیتوان تنها به امید کاهش قیمتها یا افزایشهای جزئی حقوق چشم دوخت. وضعیت فعلی نشان میدهد که برای بازگرداندن امید به خانهدار شدنِ اقشار کمدرآمد و کارگران، نیاز به سیاستهای حمایتی گستردهتر، طرحهای اجاره به تملیک بلندمدت و مداخلات ساختاری در بازار مسکن است تا فاصله میان «درآمد» و «سقف سر» کاهش یابد.
بنبست معیشتی کارگران؛ ۷۰درصد حقوق برای یک سقف
طبق بررسیها، در بسیاری از موارد حدود ۷۰درصد از دستمزد ماهانه کارگران تنها صرف پرداخت اجارهبها میشود. این یعنی تنها ۳۰درصد از درآمد آنها باید هزینههای خوراک، پوشاک، بهداشت و آموزش خانواده را پوشش دهد.
در چنین شرایطی، امکان پسانداز برای پیشپرداخت مسکن یا حتی خرید اقساطی کاملاً از بین میرود. برای کسی که بخش اعظم درآمدش را به صاحبخانه پرداخت میکند، خانهدار شدن دیگر یک هدف اقتصادی نیست، بلکه به یک «رویا و آرزو» تبدیل شده است که در معادلات جاری زندگی نمیگنجد.