به گزارش آوای اقتصاد
هجدهمین همایش تجلیل از ممتازین یزدی حوزههای علمیه با حضور پرشور نخبگان، استادان و طلاب حوزوی برگزار شد. آیتالله محمدرضا ناصری، نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه یزد، در این مراسم به ایراد سخنرانی پرداخت و رسالت تاریخی حوزههای علمیه و ملت ایران را در مسیر استقرار حاکمیت الهی تبیین کرد.
امام جمعه یزد با اشاره به فلسفه بعثت پیامبران الهی، دعوت به توحید و رهایی از بندگی غیر خدا را مهمترین مأموریت فرستادگان الهی برشمرد و اظهار داشت: «اساس حرکت انبیا بر این بوده است که بشریت را از تاریکیهای جهل و بندگی طاغوت نجات داده و در مسیر عبودیت پروردگار قرار دهند. امروز نیز نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر پایه همین تفکر توحیدی بنا شده و به همین دلیل، زیر بار هیچ حاکمیت غیرالهی و سلطه بیگانگان نمیرود.»
نماینده ولیفقیه در استان یزد با تجلیل از پایداری بی نظیر مردم در دهههای گذشته تصریح کرد: «ملت غیور ایران بارها اثبات کرده است که برای حفظ ارزشهای اسلامی و استقلال میهن، از نثار جان و مال خویش دریغ نمیورزد. بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، با همین باور عمیق در برابر حکومت ستمشاهی که مظهر حاکمیت غیر الهی بود به پا خاست و امروز نیز خلف صالح ایشان و ملت بیدار ایران، همان مسیر نورانی را با اقتدار ادامه میدهند.»
آیتالله ناصری با تشریح جایگاه مقاومت در متون دینی و روایات معصومین (ع)، به خطبههای گرانسنگ امیرالمؤمنین علی (ع) درباره پیامدهای ناگوار ترک جهاد اشاره کرد و گفت: «بر اساس فرموده امام اول شیعیان، هر ملتی که جهاد و پایداری را رها کند، خداوند لباس خویشتاری و ذلت بر تن آنها میپوشاند و جامعه دچار سرگردانی، بلا و تفرقه میشود. از این رو، حفظ روحیه جهادی و انسجام ملی، تضمینکننده امنیت و پیشرفت کشور است.»
ایشان در پایان با تأکید بر لزوم تقویت همدلی و همبستگی ملی، از نخبگان حوزوی و مبلغان دینی خواست تا با تبیین درست این مفاهیم ارزشمند، جامعه را در برابر توطئههای تفرقهافکنانه دشمنان مصون سازند و اجازه ندهند مسائل حاشیهای به انسجام و اتحاد کلمه ملت آسیب وارد کند.
واکاوی و تحلیل فنی در ۵ محور
محور نخست: تبیین فلسفه توحیدی حکومت و رد پایههای مشروعیت غیرالهی
نخستین محور کلیدی در تحلیل بیانات آیتالله ناصری، پیوند زدن فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی به رسالت انبیای الهی است. از منظر کلامی، حکومت در اندیشه شیعه تنها زمانی مشروعیت دارد که متصل به اذن و حاکمیت الهی باشد. پذیرش هرگونه اقتدار بیرونی که بر اساس فرامین الهی تنظیم نشده باشد، در حکم تن دادن به طاغوت است. سخنران با بازخوانی این اصل مبنایی، مرزبندی مشخصی میان دیپلماسی سازشکارانه و دیپلماسی عزتمدارانه ترسیم میکند.
این رویکرد نشان میدهد که چرا جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته نتوانسته است با ساختارهای قدرت جهانی که بر پایه منافع مادی و استعماری بنا شدهاند، سازش کند. ایستادگی ایران اسلامی، برخلاف تحلیل مفسران مادیگرا، یک لجاجت سیاسی نیست، بلکه یک تکلیف قطعی شرعی و اعتقادی است که ریشه در توحید عملی دارد. برای جامعهای که توحید را پذیرفته، پذیرش سلطه غیرخدا همتراز با شرک قلمداد میشود.
در لایه سوم، این تبیین وظیفه سنگینی را بر دوش نهادهای علمی و حوزههای علمیه میگذارد. طلاب ممتاز وظیفه دارند مدلهای نوین حکمرانی توحیدی را تئوریزه کرده و به شبهاتی که کارآمدی حکومت دینی را نشانه رفتهاند، پاسخ دهند. این امر نیازمند فهم دقیق فقه حکومتی و انطباق آن با نیازهای روزآمد جامعه در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.
محور دوم: روانشناسی اجتماعی مقاومت و پیامدهای تکوینی ترک جهاد
آیتالله ناصری با استناد به نهجالبلاغه، ابعاد روانی و اجتماعی ترک روحیه مقاومت را تحلیل میکند. جهاد در اینجا صرفاً یک تاکتیک نظامی نیست، بلکه یک «سپر دفاعی اخلاقی و شخصیتی» برای کل جامعه است. وقتی جامعهای روحیه ایستادگی در برابر ظلم را از دست میدهد، اولین پیامد آن، زوال اعتماد به نفس ملی و پذیرش ذلت است که امام علی (ع) آن را با تعبیر پوشیدن لباس خواری توصیف کردهاند.
تحلیل روانشناختی این پدیده نشان میدهد که سستی در برابر مستکبران، به مرور زمان باعث «تحریف بصیرت» جامعه میشود. در چنین شرایطی، حقایق وارونه جلوه داده میشوند، دوست به عنوان دشمن و دشمن به عنوان منجی معرفی میگردد. سلب حق و محرومیت از تصمیمگیریهای مستقل، نتیجه طبیعی تسلیم شدن در برابر فشارهای اقتصادی و رسانهای بیگانگان است که سخنران با دقت بر آن انگشت میگذارد.
علاوه بر این، روحیه مقاومت ملی عاملی است که اقتدار بیرونی ایجاد میکند. جهان امروز، دنیای محاسبات قدرت است و ملتهایی که آمادگی پرداخت هزینه برای آزادی و عقیده خود را ندارند، محکوم به بلعیده شدن توسط قدرتهای بزرگتر هستند. ارج نهادن افکار عمومی جهان به مقاومت ملت ایران که در سخنان امام جمعه یزد منعکس شد، نشان از جذابیت فطری مفهوم مقاومت در میان تمامی انسانهای آزاده دارد.
محور سوم: نقش تاریخی حوزه علمیه در صیانت از مرزهای عقیدتی و سیاسی
مخاطب قرار دادن نخبگان و ممتازین حوزه علمیه یزد در این همایش، نشاندهنده پیوند عمیق میان علمآموزی و مرزبانی از انقلاب است. حوزه علمیه در طول تاریخ تشیع، همواره دژ محکم دفاع از استقلال بلاد اسلامی در برابر هجوم مادی و فکری استعمار بوده است. عالمان برجسته، نهتنها در محراب و منبر، بلکه در صف مقدم هدایتگری جامعه برای مقابله با انحرافات سیاسی حضور داشتهاند.
در عصر حاضر، نخبگان حوزوی باید بتوانند رابطه منطقی میان ایستادگی سیاسی و رفاه اجتماعی را برای مردم تبیین کنند. دشمن تلاش میکند با ایجاد دوقطبیهای کاذب مانند «معیشت یا مقاومت»، اراده عمومی را تضعیف کند. پاسخگویی به این فتنههای ذهنی و تبیین معارف ناب قرآنی درباره نصرت الهی، رسالت جهاد تبیین است که حوزویان باید پرچمدار آن باشند.
همچنین، تربیت نسلی از طلاب با روحیه انقلابی و علمی بالا، بقای فکری نظام توحیدی را تضمین میکند. اگر حوزههای علمیه از تربیت نیروهای آگاه به زمانه و شجاع تهی شوند، جامعه دچار فقر تحلیل فکری شده و به راحتی تحت تأثیر امواج رسانهای بیگانه قرار میگیرد. تجلیل از ممتازین یزدی در واقع سرمایهگذاری برای حفظ این سنگر حیاتی است.
محور چهارم: سیره امام خمینی (ره) به عنوان الگوی عملی نفی حاکمیت طاغوت
سخنان آیتالله ناصری با یادآوری سیره عملی امام راحل (ره)، الگوی عینی مبارزه با حاکمیت غیرالهی را پیش چشم مخاطب قرار میدهد. امام خمینی (ره) با فرمول ساده اما عمیق «نه شرقی، نه غربی»، استقلال فکری شیعه را بازسازی کرد. شاه به این دلیل طرد شد که مأمور اجرای فرامین بیگانگان بود و حاکمیت او هیچگونه مشروعیت الهی و مردمی نداشت.
این الگوی تاریخی ثابت میکند که پیشرفت واقعی در سایه تکیه بر توان داخلی و ایمان مردم شکل میگیرد، نه از طریق وابستگی به قدرتهای استکباری. تحلیل شیوه مبارزاتی امام نشان میدهد که ایشان با تکیه بر آگاهی تودهها و بیدار کردن وجدان دینی جامعه توانست بزرگترین قدرت نظامی منطقه را سرنگون کند. این درس بزرگی برای نسل جدید است که بدانند قدرت واقعی در قلوب ملتهاست.
بنابراین، بازخوانی اندیشههای امام راحل (ره) یک ضرورت مستمر برای حفظ جهتگیریهای اصلی انقلاب اسلامی است. هرگونه زاویه گرفتن از خط اصیل امام در نفی سلطه، میتواند کشور را دوباره به سمت وابستگیهای پنهان سوق دهد. سخنران با زنده نگه داشتن این یاد، جهتنمای حرکت انقلاب را بازخوانی میکند.
محور پنجم: وحدت و انسجام ملی به عنوان خنثیکننده راهبردهای تفرقهافکن
محور پایانی و عملیاتی سخنرانی، هشدار نسبت به تفرقه و حواشی است. دشمنان پس از ناکامی در مواجهه نظامی و سخت با ملت ایران، راهبرد خود را بر ایجاد شکافهای مذهبی، قومی و سیاسی متمرکز کردهاند. در اندیشه دینی، وحدت یک توصیه اخلاقی ساده نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای حفظ کیان جامعه اسلامی است.
سخنان امام جمعه یزد نشان میدهد که هرگونه صدایی که به نام اختلاف و تفرقه در جامعه بلند شود، بازی در زمین دشمن است. نخبگان و رهبران فکری جامعه باید با سعه صدر و محور قرار دادن مشترکات دینی و ملی، فضایی برای گفتوگو و همدلی ایجاد کنند. شهدا که همواره بر حفظ وحدت تأکید داشتهاند، بهترین الگو برای همبستگی ملی هستند.
در نهایت، انسجام درونی جامعه، بازدارندگی عظیمی در برابر طمعورزی دشمنان ایجاد میکند. وقتی دشمن ببیند که تفاوت دیدگاهها مانع از همبستگی ملی در برابر تهدیدات خارجی نمیشود، از پیگیری نقشههای شوم خود ناامید خواهد شد. این پیوند وثیق میان امنیت ملی و وحدت اجتماعی، نکته پایانی و حیاتی سخنرانی بود.
جمعبندی نهایی
سخنان آیتالله ناصری در همایش نخبگان حوزوی، مانیفستی روشن از مکتب مقاومت توحیدی ارائه داد. ایشان با پیوند زدن مفاهیم عمیق جهاد علوی به واقعیتهای سیاسی امروز، مسیر عزت و استقلال کشور را ایستادگی هوشمندانه و تکیه بر وحدت کلمه معرفی کردند. این تحلیل نشان میدهد که راه پیشرفت ایران اسلامی، نه در سازش با سلطهگران، بلکه در تقویت بنیههای ایمانی و علمی جامعه نهفته است.