به گزارش آوای اقتصاد
هجدهمین همایش تجلیل از ممتازین یزدی حوزههای علمیه با حضور و سخنرانی جامع آیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی، رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)، برگزار شد. ایشان در این مراسم با ارائه تحلیلی همهجانبه از پیوند میان وحی، امامت و فقاهت، به تبیین نقش راهبردی روحانیت در صیانت از مرزهای عقیدتی پرداختند.
آیتالله فاضل لنکرانی در ابتدای سخنان خود، محرم و عاشورا را ستون فقرات هویت شیعی برشمردند و اظهار داشتند: «ما هرچه داریم از برکت محرم و صفر است. عاشورا تنها یک رخداد احساسی یا سیاسی نیست، بلکه بعثتی دوباره برای احیای دین است که باید حقیقت آن از منظر فقهی و قرآنی به دقت واکاوی شود.» ایشان با اشاره به مفهوم «قتیل العبرات»، فلسفه گریه بر امام حسین (ع) را فراتر از یک سوگواری معمولی دانسته و افزودند: «اشک برای سیدالشهدا (ع) نشانه ایمان و عامل تقویت باورهای دینی است؛ این گریه کیمیایی است که گناهان را پاک کرده و سکرات مرگ را بر مؤمن آسان میسازد.»
رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) در بخش دیگری از بیانات خود به هویت تاریخی روحانیت اشاره کردند و گفتند: «روحانیت نهادی است که اساس آن توسط امام باقر (ع)، امام صادق (ع) و امام هادی (ع) بنا نهاده شده و ریشه در آیه نَفْر دارد. اگر مجاهدتهای فقها در طول این ۱۴۰۰ سال نبود، پیوند مردم با دین گسسته میشد.» ایشان همچنین بر حفظ حریم اهلبیت (ع) تأکید ورزیده و خاطرنشان کردند که طبق قاعده «لا یقاس بآل محمد احد»، هیچ مقامی نباید در عرض معصومین قرار گیرد.
ایشان با تجلیل ویژه از سابقه درخشان حوزه علمیه یزد و یادکرد از بزرگانی چون آیتالله العظمی حاج شیخ عبدالکریم یزدی و شهید محراب آیتالله صدوقی، یزد را «دارالعملم و دار روحانیت» نامیدند و از نخبگان حوزوی خواستند تا آثار بزرگان این دیار را احیا کنند. آیتالله فاضل همچنین با مقایسه ارزش معنوی تحصیل در حوزه با علوم روز، از خانوادهها دعوت کردند تا فرزندان مستعد خود را برای سربازی امام زمان (عج) به حوزههای علمیه بفرستند.
در پایان، ایشان با بازخوانی فرازهایی از مظلومیت امیرالمؤمنین (ع) در واقعه سقیفه و نقش جریانات نفوذی در تحریف تاریخ، یاد و خاطره شهدا و عالمان راحل را گرامی داشتند و تأکید کردند: «هر قطره خون شهید، مسئولیت سنگینی بر دوش ما میگذارد تا با تمام توان در مسیر خدمت به مکتب اهلبیت (ع) و تبیین معارف ناب اسلامی گام برداریم.»
واکاوی و تحلیل فنی در هشت محور
محور نخست: عاشورا به مثابه بعثت و مکتب تربیت مستمر
عاشورا در نگاه آیتالله فاضل لنکرانی، صرفاً یک نقطه در تقویم تاریخی نیست، بلکه یک «بعثت» مستمر است که وظیفه بازگرداندن جامعه به مسیر اصیل وحی را بر عهده دارد. ایشان تأکید دارند که باید از لایه احساسی واقعه عبور کرد و به لایههای فقهی و قرآنی آن رسید. این نگاه تحلیلی، قیام امام حسین (ع) را به یک مدل حکمرانی و تربیتی تبدیل میکند که برای هر زمان و مکانی حرفی برای گفتن دارد.
از منظر فنی، این رویکرد به معنای استخراج «قواعد رفتار سیاسی و اجتماعی» از سیره معصوم است. وقتی عاشورا به عنوان یک منبع فقهی دیده شود، نخبگان حوزوی موظف میشوند تا برای چالشهای معاصر، از دل این واقعه راهکارهای عملی استخراج کنند. این همان چیزی است که به دین پویایی میبخشد و آن را از حصار سنتهای صرف خارج میسازد.
در لایه تربیتی نیز، پیوند دادن محرم به رشد معنوی فردی، باعث میشود که عزاداری از یک عادت سالانه به یک فرآیند «تزکیه نفس» تبدیل شود. سخنران با این بیان، در واقع مسیر نخبگی در حوزه را با معنویت عاشورایی گره میزند تا ممتازین حوزوی همزمان با رشد علمی، در تراز اخلاقی مکتب حسینی نیز قرار گیرند.
محور دوم: هستیشناسی اشک و کارکرد معنوی گریه بر سیدالشهدا (ع)
تحلیل فلسفه گریه در این سخنرانی، از زاویه «نشانه ایمان» صورت گرفته است. گریه در اینجا یک کنش منفعلانه نیست، بلکه یک «اقدام وجودی» است که پیوند میان خالق و مخلوق را از طریق واسطه فیض (امام) مستحکم میکند. استناد به روایات درباره پاک شدن گناهان و آسان شدن سکرات مرگ، نشاندهنده آثار تکوینی این عمل در سرنوشت ابدی انسان است.
این تحلیل به مخاطب میآموزد که اشک، ابزاری برای «ارتباط با غیب» است. در جهانی که مادیگرایی پیوندهای معنوی را سست کرده، تأکید بر این سنت دیرینه، در واقع بازسازی سنگر ایمان در قلبهای مؤمنان است. سخنران با ظرافت، گریه خلوت را حتی بدون وجود محرکهای بیرونی (مانند مداحی)، به عنوان عالیترین سطح ارتباط عاطفی با ولایت معرفی میکند.
در لایه عمیقتر، این اشکها به عنوان «شهادتنامه ایمان» عمل میکنند. کسی که بر مصائب امام میگرید، در واقع جبهه خود را در نبرد تاریخی حق و باطل مشخص کرده است. این کارکرد هویتی اشک، باعث انسجام قلبی جامعه شیعه در طول قرون متمادی شده و مانع از هضم شدن در فرهنگهای بیگانه گشته است.
محور سوم: مرزبانی از جایگاه قدسی اهلبیت (ع) و نفی قیاس
یکی از مهمترین فرازهای فنی این سخنرانی، تأکید بر قاعده «لا یقاس بآل محمد احد» است. این محور به دنبال حفظ مرز میان خالق، معصوم و غیرمعصوم است. آیتالله فاضل با هشدار نسبت به قرار دادن نام دیگران در کنار نام ائمه، بر ضرورت حفظ اصالت مقام امامت تأکید میورزند. این یک تذکر جدی به نخبگان و جامعه مذهبی برای پرهیز از غلو یا تنزل مقام معصوم است.
این نگاه باعث میشود که مرجعیت و روحانیت، جایگاه واقعی خود را به عنوان «سرباز و خدمتگزار» معصوم تعریف کنند، نه جایگزین یا همطراز او. چنین تفکیکی، ضامن سلامت اعتقادی جامعه است و از ایجاد انحرافات فکری که در طول تاریخ گریبانگیر مذاهب مختلف شده، جلوگیری میکند.
تحلیل این محور نشان میدهد که هرچه مقام علمی یا سیاسی یک فرد بالا باشد، باز هم در برابر اقیانوس معرفت اهلبیت (ع) قطرهای بیش نیست. این درس تواضع برای نخبگان حوزوی است که بدانند هدف غایی دانش آنان، تنها شناخت و شناساندن مقام والای امامت است و بس.
محور چهارم: ریشههای قرآنی و نبوی نهاد روحانیت
سخنران با استناد به «آیه نفر»، روحانیت را یک نهاد «تأسیسی» از سوی وحی معرفی میکند، نه یک صنف ساخته شده بر اساس ضرورتهای اجتماعی صرف. پیوند دادن منشأ حوزه به امام باقر، صادق و هادی (ع)، به این نهاد اعتبار تاریخی و قدسی میبخشد. این تحلیل، پاسخ محکمی به کسانی است که روحانیت را یک نهاد سنتی و تاریخمصرفگذشته میپندارند.
از نظر فنی، روحانیت به عنوان «واسطه تبیین» معرفی میشود. بدون وجود این ساختار، متن وحی در معرض تحریف و برداشتهای سلیقهای قرار میگیرد. لذا بقای دین، مرهون بقای این نهاد است. این محور، مسئولیت طلاب را از یک تحصیل معمولی به یک «رسالت وجودی برای حفظ کیان اسلام» ارتقا میدهد.
در این نگاه، حوزه علمیه یک ساختار پویاست که وظیفه دارد معارف اصیل را از سرچشمههای وحیانی به رگهای جامعه تزریق کند. تأکید بر قدمت ۱۴۰۰ ساله، نشاندهنده تابآوری و اصالت این ساختار در برابر تندبادهای حوادث تاریخی است که خود گواهی بر حقانیت و ضرورت آن میباشد.
محور پنجم: تجلیل از مکتب علمی یزد و ضرورت احیای تراث
یزد در این سخنرانی نه فقط به عنوان یک جغرافیا، بلکه به عنوان یک «مکتب فکری و معنوی» معرفی شده است. القابی چون «دارالعباده» و «دار روحانیت» نشاندهنده عمق نفوذ دین در لایههای مختلف زندگی مردم این دیار است. تجلیل از ستارگان درخشان حوزه یزد، پیوندی میان نسل جدید ممتازین و ریشههای پرافتخار گذشته ایجاد میکند.
تحلیل این محور بر ضرورت «بازگشت به خویشتن» و احیای آثار گذارگان تأکید دارد. سخنران از طلاب یزدی میخواهد که نهتنها مصرفکننده دانش، بلکه احیاگر میراث عظیم علمی بزرگان خود باشند. این کار باعث میشود که هویت محلی در خدمت تقویت هویت کلی حوزوی قرار گیرد.
همچنین، اشاره به نقش عالمان یزد در پایهگذاری حوزههای بزرگ (مانند حوزه علمیه قم توسط آیتالله حائری یزدی)، جایگاه راهبردی این استان را در نقشه کلان تشیع برجسته میکند. این پیام، نوعی خودباوری و مسئولیتپذیری مضاعف در طلاب یزدی ایجاد میکند تا حافظ این پیشینه زرین باشند.
محور ششم: برتری ارزش معنوی علم دین بر علوم تجربی و مادی
آیتالله فاضل با جسارت علمی، به مقایسه ارزش فهم یک آیه قرآن با علوم پیچیدهای چون فناوری هستهای میپردازد. این به معنای نفی علوم دیگر نیست، بلکه تبیین «سلسلهمراتب ارزشها» در نگاه توحیدی است. فهم دین به دلیل پیوند با سرنوشت ابدی انسان و هدایت روح، بر علومی که تنها به ساماندهی امور مادی میپردازند، برتری ذاتی دارد.
این تحلیل برای خانوادهها و جوانانی که در دوراهی انتخاب مسیر قرار دارند، بسیار راهگشاست. سخنران با بازتعریف مفهوم «موفقیت»، آن را در گرهگشایی از هدایت مردم و فهم کلام وحی جستوجو میکند. این دیدگاه، نخبگی در حوزه را یک افتخار بزرگ و انتخابی هوشمندانه برای دنیا و آخرت معرفی میکند.
از سوی دیگر، این رویکرد به معنای دعوت به «تخصصگرایی در دین» است. همانطور که جامعه به متخصص هستهای نیاز دارد، به طریق اولی به متخصص دین و فهم وحی نیز نیازمند است تا روح و جان جامعه در مسیر صحیح حرکت کند. این موازنه، به جایگاه حوزه در نظام علمی کشور مشروعیت مضاعفی میبخشد.
محور هفتم: تحلیل سیاسی-تاریخی مظلومیت امیرالمؤمنین (ع) و فتنه سقیفه
بخش تاریخی سخنرانی که به واقعه سقیفه و نقش جریانات نفوذی (از جمله یهود) میپردازد، یک تحلیل استراتژیک از «ریشههای انحراف در تاریخ» است. بازخوانی مظلومیت حضرت علی (ع) در این مقطع، به مخاطب میآموزد که چگونه غفلت نخبگان و نفوذ بیگانگان میتواند مسیر یک نهضت الهی را منحرف کند.
این محور نشان میدهد که دشمنی با مکتب اهلبیت (ع) ریشهای عمیق و طراحیشده دارد. تحلیل سقیفه به عنوان یک «نقطه عطف منفی»، هشداری به جامعه امروز است تا از تکرار تاریخ جلوگیری کند. پیوند دادن این مسائل تاریخی به مسائل روز، بصیرت سیاسی مخاطبان را تقویت میکند.
سخنران با ذکر نام کتاب «مظلومی گم شده در سقیفه»، نخبگان را به مطالعه عمیق و مستند تاریخ فرامیخواند. این تأکید بر مطالعه تاریخی، به طلاب میآموزد که فقیه موفق، کسی است که به زمانه و تاریخ خود آگاه باشد و ریشههای فتنههای معاصر را در دل حوادث صدر اسلام جستوجو کند.
محور هشتم: مسئولیت اجتماعی در قبال خون شهدا و خدمت به خلق
محور پایانی، پیوند میان ساحت علمی حوزه با واقعیتهای میدانی و ایثارگری است. تأکید بر اینکه «هر قطره خون شهید، مسئولیت ما را چند برابر میکند»، نشاندهنده آن است که نخبگی در حوزه نباید به عافیتطلبی بینجامد. خون شهید، ضامن امنیت و استقلالی است که در سایه آن، طالب علم به پژوهش میپردازد.
این تحلیل، رسالت روحانیت را «خدمتگزاری» تعریف میکند. عالمان دین مدیون شهدا و مردم هستند و باید این دین را با روشنگری، هدایت و گرهگشایی از کار خلق ادا کنند. این نگاه اخلاقی، از تکبر علمی جلوگیری کرده و نخبگان را به آغوش جامعه بازمیگرداند.
در نهایت، سخنران با یادکرد از عالمان و شهیدان، زنجیرهای از ایثار و علم را به تصویر میکشد که بقای اسلام مدیون آن است. این پیام پایانی، همایش ممتازین را از یک مراسم خشک اداری به یک میثاقنامه دوباره برای وفاداری به آرمانهای والای انقلاب و اسلام تبدیل میکند.
جمعبندی نهایی
بیانات آیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی در این همایش، نقشهای راهبردی برای نخبگان حوزوی بود. ایشان با پیوند دادن استدلالهای فقهی به رویکردهای تاریخی و تربیتی، ثابت کردند که حوزه علمیه، نهادی زنده، پاسخگو و حافظ اصالتهای دینی در جهان معاصر است. تأکید بر هویت عاشورایی، استقلال حوزوی و مسئولیتپذیری در برابر شهدا، فصل جدی و نوینی در مدیریت استعدادهای برتر حوزوی گشود.