رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی گفت: 40 تا 50 درصد شکاف مصرف بنزین، ناشی از استاندارد خودروهاست.

۴۰ تا ۵۰ درصد شکاف مصرف بنزین، ناشی از استاندارد خودروهاست

به گزارش آوای اقتصاد

به نقل از خبرگزاری تسنیم، اسماعیل سقاب‌اصفهانی رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی با بیان اینکه علت‌هایی احصا شده که باعث این حجم بالای مصرف انرژی در کشور شده است، اظهار کرد: برای مثال، در موضوع بنزین، یکی از اصلی‌ترین و شایع‌ترین عوامل، استاندارد خودروهاست. بر اساس برآوردها، حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد شکافی که امروز میان مصرف فعلی و مصرف بهینه و استاندارد بنزین مشاهده می‌کنیم، به استاندارد و بهره‌وری خودروها مربوط می‌شود.

وی افزود: علت دوم، الگو و متدهای حمل‌ونقل است. مطالعات و جمع‌بندی‌های انجام‌شده در کشور نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از مصرف بالای بنزین به ساختار حمل‌ونقل بازمی‌گردد. در بسیاری از کشورهای دنیا، سیاست‌گذاری‌ها به سمت توسعه حمل‌ونقل عمومی و حمل‌ونقل انبوه‌بر حرکت کرده است، اما در کشور ما، از جمله در شهر تهران، این الگو به شکل مطلوب توسعه پیدا نکرده است. مقایسه تهران با شهرهای محوری دنیا نیز این تفاوت را به‌وضوح نشان می‌دهد. برآورد می‌شود حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از شکاف مصرف بنزین ناشی از همین موضوع، یعنی الگوی نامناسب حمل‌ونقل و سهم بالای وسایل نقلیه سبک و خودروهای شخصی باشد.

رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی گفت: حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد دیگر این شکاف نیز به ترافیک، سفرهای تک‌سرنشین و سفرهای یک‌سرخالی مربوط می‌شود. بنابراین، وقتی مجموع این عوامل را کنار هم قرار می‌دهیم، مشخص می‌شود که مصرف بالای بنزین در کشور صرفاً یک مسئله قیمتی نیست، بلکه ریشه‌های بنیادین و ساختاری دارد.

وی تصریح کرد: تا زمانی که این ریشه‌های بنیادین حل نشوند، هر سیاست قیمتی که در کشور اعمال کنیم، ممکن است تنها در کوتاه‌مدت اثرگذار باشد. تجربه دولت‌های مختلف نیز نشان داده است که سیاست‌های قیمتی در مقاطعی توانسته‌اند مصرف را کاهش دهند، اما این کاهش معمولاً پایدار نبوده است. ممکن است پس از اعمال یک سیاست قیمتی، مصرف برای یک یا دو ماه کاهش پیدا کند، در برخی شرایط سه ماه یا حتی شش ماه طول بکشد، اما در نهایت دوباره به روند قبلی بازمی‌گردد.

سقاب‌اصفهانی  بیان کرد: دلیل این اتفاق آن است که ریشه‌های اصلی مصرف اصلاح نشده‌اند. سیاست قیمتی می‌تواند در نقطه کانونی خود یک شوک ایجاد کند و مصرف را برای مدتی پایین بیاورد، اما اگر ساختار مصرف اصلاح نشود، این کاهش پایدار نخواهد بود.

وی افزود: همین موضوع را می‌توان در مورد گاز و برق تهران نیز مشاهده کرد. برای مثال، در بخش گاز، یکی از ریشه‌های اصلی مصرف بالا، ناکارآمدی موتورخانه‌هاست؛ از موتورخانه مجتمع‌های مسکونی گرفته تا موتورخانه ادارات، شهرک‌ها و سایر ساختمان‌ها. در تهران نیز تعداد این موتورخانه‌ها کم نیست و بخش قابل‌توجهی از مصرف گاز شهر به ناکارآمدی همین تجهیزات بازمی‌گردد.

سقاب‌اصفهانی گفت: مشکل اینجاست که در سیاست‌های گذشته، عمدتاً به سراغ بخش‌هایی رفته‌ایم که مستقیماً با مردم مواجه بوده‌اند. در کوتاه‌مدت نیز نتیجه گرفته‌ایم، اما پس از مدتی این سیاست‌ها رها شده‌اند. در موضوع گاز همین اتفاق افتاده، در برق نیز تکرار شده و در بنزین هم همین الگو را داشته‌ایم؛ یعنی زمانی که می‌بینیم مصرف افزایش پیدا کرده است، با یک سیاست قیمتی به آن شوک وارد می‌کنیم، مصرف برای مدتی کاهش پیدا می‌کند و سپس مسئله را رها می‌کنیم. در حالی که اگر بخواهیم واقعاً مصرف انرژی را کاهش دهیم، باید سطح کلی نمودار مصرف را جابه‌جا کنیم، نه اینکه صرفاً با ایجاد شوک‌های مقطعی، آن را برای مدتی پایین بیاوریم.

وی تصریح کرد: هر شوکی که با سیاست قیمتی به مصرف وارد شود، اگر ریشه‌های اصلی اصلاح نشده باشند، دوباره اثر خود را از دست خواهد داد. اینکه این بازگشت دو ماه بعد اتفاق بیفتد یا شش ماه بعد، به عوامل مختلفی از جمله تورم، قیمت تعیین‌شده، شرایط اقتصادی کشور و قدرت خرید مردم بستگی دارد؛ اما در نهایت، مصرف دوباره به روند قبلی بازمی‌گردد.

رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی اضافه کرد: بنابراین، مسئله اصلی این است که ریشه‌های مصرف باید مورد تدبیر قرار گیرد. این نگاه باعث شد ما به این سمت حرکت کنیم که به جای تمرکز صرف بر سیاست‌های قیمتی و ایجاد شوک‌های مقطعی، عوامل بنیادین و ساختاری مصرف انرژی را شناسایی و اصلاح کنیم.

انتهای پیام/+