به گزارش آوای اقتصاد
به نقل از ایرنا کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران بعد از پایان جام جهانی ۲۰۲۲ قطر که در راس کار قرار گرفت، مدعی شده بود که قصد دارد در ادامه برای حضور در جام جهانی بعدی و جام ملتها پوستاندازی کند. اما حالا بعد از گذشت چند سال از این ادعا و حذف از جام جهانی ۴۸ تیمی و در فاصله کوتاه تا شروع جام ملتهای آسیا همچنان بخش قابل توجهی از بحث فوتبال ملی حول همان اسمهای قدیمی میچرخد.
شاگردان امیر قلعهنویی بعد از جام جهانی ۲۰۲۶ در اولین دیدار دوستانه خود به شهر فرغانه ازبکستان سفر کردند و برای چندمینبار در سالهای گذشته مقابل تیم ملی ازبکستان قرار گرفتند که در نهایت با نتیجه عجیب ۳ بر یک برابر این تیم مغلوب شدند. شاید این در نگاه اول یک نتیجه دوستانه باشد و نباید به تنهایی مبنای قضاوت درباره یک مربی قرار بگیرد، اما نتیجه اهمیت بالایی ندارد و بیشتر از آن تیم ملی در گردش توپ، خروج از فشار حریف و برنامه تاکتیکی برای حملات با مشکل اساسی روبرو بود و در نهایت نیز با اشتباهات عجیب بازیکنان با تجربه خود نتیجه را واگذار کرد.
قلعهنویی قبل از این دیدار یکبار دیگر در کنفرانس خبری مدعی شده بود که تیم ملی جای جوانگرایی نیست و باشگاهها مسئولیت جوانگرایی در فوتبال را برعهده دارند. وقتی سرمربی تیم ملی همچنان قصد ندارد از این بازیکنان جوان استفاده کند، چگونه تغییر نسل در تیم ملی ایجاد میشود؟ جوانگرایی فقط دعوت از بازیکن و حضور آنها در لیست برای پایین آوردن میانگین سنی نیست. بازیکنان جوان باید فرصت بازی در کنار با تجربههای تیم ملی را پیدا کنند تا اعتماد به نفس لازم برای حضور در تورنمنتهای بزرگ را کسب کنند. بازیکنان جوان با حضور بر روی نیمکت یا سکو و صرفا تنها تمرین کردن در کنار با تجربهها، برای تغییر نسل آماده نمیشوند.
اگر ترکیب اصلی همچنان وابستگی زیادی به بازیکنان باتجربه داشته باشد، نمیتوان صرفاً با پایین آمدن چند دهم میانگین سنی، از تغییر نسل سخن گفت. قطعا حضور بازیکنان با تجربه در هر تیمی نیاز اصلی محسوب میشود، اما سوال اصلی این خواهد بود که اگر از به دلیل اشتباهات احتمالی بازیکنان جوان از آنها در ترکیب اصلی استفاده نمیشود، چرا بازیکنان با تجربه تیم نیز همچنان اشتباهات فاحشی دارند؟ بهتر نیست اگر قرار بر اشتباه است از بازیکنان جوان از ابتدا استفاده شود؟ ماجرای احسان حاجیصفی نمونه روشنی از همین پرسش است. او در بازی با ازبکستان به رکورد ۱۴۹ بازی ملی رسید، اما اشتباه او در ابتدای مسابقه به گل نخست حریف انجامید. با این حال، منصفانه نیست شکست را به یک بازیکن گره بزنیم. مسئله اصلی، تصمیم کادر فنی درباره نقش و جایگاه بازیکنان است.
باید این سوال را از کادر فنی پرسید که از جام ملتهای ۲۰۲۳ قطر به بعد چه چیزی به فوتبال ایران اضافه کردند؟ قلعهنویی در جام ملتهای ۲۰۲۳ تیمش را تا نیمهنهایی رساند و پس از شکست ۳ بر ۲ مقابل قطر مسئولیت آن نتیجه را پذیرفت. بنابراین نقد عملکرد او نباید به این معنا باشد که هیچ نقطه مثبتی در کارنامهاش وجود نداشته است. ایران در همان تورنمنت ژاپن را نیز شکست داد و به نیمهنهایی رسید. اما درست به همین دلیل، انتظار از تیم ملی بیشتر است.
وقتی مربی چند سال فرصت دارد باید تغییراتی در تیم ایجاد کند که نشانههای آن مشخص باشد. در حال حاضر چند بازیکن جوان به سطح اول فوتبال ملی رسیدهاند؟ در بازیهای ایران یک ساختار فنی مشخص وجود دارد که در تیم به وضوح دیده شود؟ آیا تیم میتواند مقابل پرس حریف برنامه مشخصی برای خروج از فشار داشته باشد؟ آیا در میانه زمین بازیکنی ساخته شده که بتواند ریتم مسابقه را تغییر دهد؟ بازی با ازبکستان برای هیچکدام از این پرسشها پاسخ روشنی نداشت.
ازبکستان هم البته تیمی بدون بازیکنان باتجربه نیست و شکست ایران را نمیتوان صرفاً با اختلاف سنی توضیح داد. اما این تیم در سالهای اخیر نسل جدیدی را وارد چرخه کرده و حالا فابیو کاناوارو نیز در حال ادامه دادن به همین مسیر است. مقایسه دو تیم بیش از آنکه درباره سن باشد، درباره جرأت تغییر است. کاناوارو در این دیدار بدون استفاده از اوستون اورونوف، رستم آشورماتوف، جلال الدین ماشاریپوف و ایگور سرگیف توانست این نتیجه را رقم بزند. ستارههایی که جزئی از ستونهای اصلی ازبکها محسوب میشوند.
کادر فنی و در راس آنها امیر قلعهنویی باید این جمله را قبول کنند که در تیم ملی فوتبال دیگر دود از «کُنده» بلند نمیشود و زمان آن رسیده که بیشتر به فکر تغییر نسل باشند و این جرات را داشته باشند تا با استفاده از بازیکنان جوان خود در رقابتهای پیشرو حضور پیدا کنند تا حداقل پشتوانهسازی برای سالهای آینده تیم ملی صورت بگیرد و این بازیکنان جوان برای جام جهانی ۲۰۳۰ با تجربه و انگیزه بالا بتوانند طلسم صعود از مرحله گروهی را بشکنند.
