آقای قاضی! از دامادم که دخترم را کشته می گذرم؛ چون…
به گزارش افق امروز و به نقل از خبرآنلاین ، مرد تکیده و خسته وارد شعبه سوم دادسرای جنایی تهران میشود. قامتش خمیده و گویی غم دنیا در چین و چروکهای صورتش جا خوش کرده است.چشمان بیفروغش هیچ نشانی از شادی ندارد. پروندهای کهنه اما قطور را روی سینهاش میفشرد