به گزارش آوای اقتصاد
به نقل از هادی همتیار در گفتوگو با ایسنا، در این خصوص گفت: سفر یکی از موثرترین روشها برای مدیریت استرس و بازیابی سلامت روانشناختی است که فراتر از یک تغییر مکان ساده، از جنبههای مختلف فیزیولوژیکی و روانشناختی عمل میکند. اولین موضوع، گسست از چرخه «محرکهای استرسزای» زندگی روزمره مانند ترافیک، حجم کاری و مسئولیتهای خانه است. سفر باعث میشود ما بهطور فیزیکی از این محیط جدا شویم؛ این فاصلهگیری به مغز اجازه میدهد تا از حالت هوشیاری و دفاعی خارج و وارد وضعیت آرامش و بازیابی شود.
وی افزود: تغییر چشمانداز و کاهش نشخوار فکری یکی دیگر از عوامل اصلی اضطراب است وقتی در محیطی ناآشنا هستیم، ذهن ناچار است بر لحظه حال، محیط اطراف و تجربههای جدید تمرکز کند. این کار باعث کاهش «نشخوار فکری» یا تکرار افکار منفی درباره گذشته یا نگرانی درباره آینده میشود. موضوع دیگر ترشح هورمونهای لذت و کاهش کورتیزول است که تجربه زیباییهای طبیعی و فعالیتهای سرگرمکننده در سفر باعث ترشح انتقالدهندههای عصبی مانند دوپامین و سروتونین میشود. این مواد شیمیایی اثرات هورمون استرس یعنی کورتیزول را در بدن خنثی میکند و باعث بهبود خلقوخو میشود. موضوع احیای خلاقیت و دیدگاه نو سفر باعث میشود مغز با چالشهای کوچک جدیدی روبهرو شود، این درگیریهای ذهنی مثبت مسیرهای عصبی جدیدی را فعال کرده و پس از بازگشت، با دیدگاه بازتر و خلاقانهتری به مشکلات زندگی نگاه کنیم.
به گفته وی، تجربه «غرقگی» از طریق فعالیتهای لذتبخش در سفر (مانند کوهنوردی، شنا یا عکاسی) میتواند ما را به حالتی برساند که در آن زمان و دغدغهها کاملاً فراموش میشوند؛ این وضعیت عمیقترین سطح استراحت برای مغز است. همچنین فعالیت بدنی بیشتر در سفر و دوربودن از نورهای آبی در ساعات پایانی شب، باعث بهبود کیفیت خواب و کاهش استرس مزمن میشود که این خود عامل کلیدی در کنترل استرس است.
همت یار تغییر محیط و فاصلهگرفتن از فضای کار و زندگی روزمره را در بازسازی ذهنی بسیار موثر دانست و گفت: این اقدام فرد را از محرکهای تکراری و فشارهای عادتشده جدا میکند که پیامد نخست آن کاهش فشار روانی است. با دوری از محیط همیشگی، مواجهه با تنشهای کاری و خانگی به حداقل میرسد و سیستم عصبی فرصت مییابد تا به آرامش برسد.
این روانشناس افزود: تغییر محیط موجب قطع چرخههای فکری تکراری و نشخوار فکری درباره نگرانیها، وظایف کاری و تعارضهای حلنشده میشود. محیط جدید، تجربهها و مسیرهای متفاوت، مغز را از الگوهای معمول جدا کرده و به افزایش خلاقیت و دستیابی به دیدگاهی تازه و واقعبینانهتر درباره مشکلات، اهداف و روابط کمک میکند.
وی با اشاره به اینکه تغییر محیط و فاصله گرفتن از فضای کار و زندگی روزمره نقشی در بازسازی ذهنی افراد دارد، اظهار کرد: این پدیده که در روانشناسی اغلب با عناوینی چون گسست محیطی و استراحت شناختی، شناخته میشود. در حقیقت تغییر محیط یک کار لوکس یا تفنن نیست، بلکه ضرورتی بیولوژیک برای مغز است که برای دنیای مدرن امروز طراحی نشده، این کار به ما کمک میکند تا با «خود واقعیمان» که زیر لایههایی از وظایف و استرسها مدفون شده دوباره ارتباط برقرار کنیم.
همتیار با بیان اینکه تغییر محیط همچنین به بازیابی انرژی ذهنی کمک شایانی میکند، اظهار کرد: توجه مداوم و تصمیمگیریهای پیدرپی در طول روز، خستگی ذهنی به همراه دارد و فاصله گرفتن از روزمرگی، مشابه استراحتی که عضلات پس از تمرین نیاز دارند، به مغز فرصت ریکاوری میدهد. یک نکته مهم این است که تغییر محیط بهتنهایی کافی نیست. در شرایطی که فشارهای ذهنی عمیق، فرسودگی شدید، اضطراب یا افسردگی وجود دارد، سفر یا فاصله گرفتن کوتاهمدت تنها بخشی از راهکار است و ممکن است فرد برای بهبود شرایط، به اقداماتی مکمل مانند تنظیم خواب، کاهش فشار کاری، گفتوگو با افراد مورد اعتماد یا دریافت مشاوره و درمان حرفهای نیاز داشته باشد.
مزایای روانشناختی سفر
وی با بیان اینکه سفرهای خانوادگی از نظر روانی مزایا و چالشهایی دارند، تصریح کرد: سفرهای خانوادگی مانند آزمایشگاهی اجتماعی، تمام روابط و الگوهای رفتاری خانواده را در محیطی جدید نمایان میکنند. این تجربه میتواند هم پیوندهای عاطفی را تقویت کند و هم عامل استرسزا باشد. مزایای روانشناختی آن بازسازی پیوندهای عاطفی سفر با شکستن زنجیره وظایف روزمره، فرصت آشنایی دوباره با شخصیت اعضا و ایجاد «ذخیره عاطفی» برای بحرانهای آینده را فراهم میکند. کاهش فرسودگی تغییر محیط باعث کاهش سطح کورتیزول (هورمون استرس) شده و به «زیست» ذهنی اعضا برای بازگشت به زندگی با انرژی بیشتر کمک میکند. همچنین توسعه مهارتهای مواجهه با شرایط جدید، اعتمادبهنفس کودکان را افزایش داده و مهارتهای حل مسئله و استقلال را در آنها تقویت میکند. از دیگر سو، تقویت حس «ما»، تصمیمگیریهای مشترک هنگام سفر، همکاری و کار تیمی را در خانواده بهبود میبخشد.
وی ادامه داد: یکی از چالش های روانشناختی که نقش استرس زا دارد، فروپاشی نقشهای دفاعی خستگی و تغییر روتین است که باعث میشود ماسکهای رفتاری اعضا، مانند «والد همیشه آرام»، فرو بریزد و تنشهای زیرپوستی پنهان، نمایان و منجر به درگیری شود. مدیریت انتظارات، تفاوت در سطح توقعات اعضا از سفر، یکی دیگر از چالشهای اصلی است که میتواند تنشزا باشد.
این روانشناس ادامه داد: بسیاری از استرسهای سفر ناشی از تفاوت بین تصویری که در ذهن داریم و واقعیت موجود است. مثلاً وقتی والد انتظار دارد سفر آرام باشد اما فرزند انتظار هیجان دارد، یا وقتی انتظار یک هتل لوکس داریم اما با واقعیت متفاوتی روبرو میشویم، دچار سرخوردگی و خشم میشویم. فرسودگی ناشی از تصمیمگیری سفر، یعنی تصمیمهای مداوم درباره مسیر، غذا و ساعت حرکت، هم میتواند به خستگی مفرط منجر شود و در نهایت رفتارهای تهاجمی یا بیحوصلگی مفرط در اعضای خانواده ایجاد کند.
به گفته همتیار، چالش دیگر از دست رفتن کنترل و امنیت، بهویژه برای کودکان یا افراد با اضطراب بالا است. از دست دادن روتین و محیط امن خانه میتواند باعث احساس ناامنی و بیقراری شود. این چالشها هیچوقت به صفر نمیرسد و همین خودش چالش تابآوری است. برای اینکه مزایا بر چالشها غلبه کنند، رعایت سه اصل ضروری است، مدیریت انتظارات قبل از حرکت، ایجاد فضا برای تنهایی در دل جمع و انعطافپذیری در مقابل برنامهریزی سختگیرانه که موارد فوق میتواند چالشها و انتظارات سفر را کمتر و لذتبخشتر کند.
اصول کلیدی برای سفری لذت بخش
همتیار با بیان این که برای اینکه مزایا بر چالشها غلبه کنند، رعایت چند اصل ضروری است، اظهار کرد: پیش از حرکت درباره هزینهها، نوع فعالیتها و میزان خستگی احتمالی صحبت کنیم تا همه انتظارات مشترکی داشته باشند. همچنین لازم نیست همه اعضای خانواده ۲۴ ساعته کنار هم باشند؛ هر فرد، حتی والدین، میتواند دقایقی را در سکوت یا با فعالیت مورد علاقه خود بگذراند. برنامهریزی نیز باید انعطافپذیر باشد و در صورت تغییر مسیر یا پیش نرفتن امور طبق برنامه، آن را ماجراجویی جدید بدانیم، نه شکست. رعایت این موارد میتواند چالشهای سفر را کاهش دهد و آن را لذتبخشتر کند.